عظيم عظيم پور
159
امام على (ع) در نهج البلاغه (فارسى)
جان پسر ابوطالب در دست اوست ، هزار مرتبه ضربت شمشير خوردن بر من آسانتر از مردن در بستر است . وصيّتهاى امام ( ع ) پيش از شهادت بسيارشگفت است و سخنانى كه او دربسترشهادت ، در واپسين روزهاى زندگى خويش ، به زبان آورده است ، وصفناپذير است . او كه در آن لحظههاى جانكاه ، از شدت جراحت و زخم به خود مىپيچيد ، امّا تمام فكرش برپايى حق و عدالت در جامعه بود و در زنده نگه داشتن ياد خدا و سنت رسول او در جامعه تأكيد فراوان داشت . در برخورد با قاتل خويش سفارش به عدالت مىكرد ، در مقابل يك ضربت اوتنهايك ضربت و رعايت اخلاق اسلامى را توصيه مىنمود « 1 » و حال خود را در آن لحظات اينگونهبيان مىفرمود : « وَ اللَّهِ ما فَجَأَنى مِنَ الْمَوْتِ وارِدٌ كَرِهْتُهُ ، وَلا طالِعٌ انْكَرتُهُ . وَ ما كُنْتُ الّا كَقارِبٍ وَرَدَ وَ طَالِبٍ وَجَدَ ( وَما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرارِ ) . » « 2 » ؛ به خدا سوگند با مُردن چيز ناگهانى ، به سروقتم نيايد كه آن را نپسندم و نه چيزى پديد گردد كه آن را نشناسم ، بلكه چون جويندهء آب به شب هنگام بودم كه ناگهان به آب برسد و خواهندهاى كه به آنچه مىخواهد دست يابد . حضرت على ( ع ) از يك سو با انواع فتنهها و دشمنان گوناگون ، رو در رو بوده و بايد نابسامانىها و آثار فساد و تباهى كه از بىعدالتىها و شيوههاى نادرست در اجراى امور امّت اسلامى از پيش بجاى مانده است را سامان داده و وضع جامعه را بهبود بخشد و از سوى ديگر گرفتار مردمى ظاهربين و دنياپرست و سست اراده شده كه نه براى او بازوان قوى هستند كه بدانها با دشمن ستيز كند و نه پايههاى محكمى هستند كه به آنها اعتماد و تكيه نمايد . خدايا امام ( ع ) در چنين اوضاعى چه كند ؟ دنيايى از درد و رنج ، سراسر وجودش را فرا گرفته است . ناگهان خبر از حمله لشكر معاويه به امام ( ع ) مىرسد . مصر بدست عمرو بن عاص فتح شده است . محمّد بن ابوبكر با وضع بسيار فجيع و دردناك به
--> ( 1 ) . ر . ك : همان ، نامهء 47 . ( 2 ) . همان ، نامه 23 .